از نگاه ژورنالیستی و شاید کمی هم روانشناسانه بتوان گفت دونالد جی ترامپ هم یک چهره کاریزماتیک است، بله، شخصیتی که بههرحال توانسته توجهات عام و خاص را به خودش جلب کند. به عبارتی رئیسجمهور ایالات متحده امریکا تا کنون موفق شده با منفورترین رفتارهای اخلاقی و خبیثانهترین فعالیتهای سیاسی و نظامی و اضافه کنید تعارضات و تناقضهایش، جایی را در ذهن تاریخ بشر برای خود تصاحب نماید.
به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری سپاهان خبر ; بله، همین پیرمرد مو زرد پر حاشیه که به گفته برادرزادهاش “مری ترامپ”، او را به یاد پدربزرگشان میاندازد. مری ترامپ در همین چند روز که عمویش بهعنوان مضحکترین چهره سیاسی آمریکا حسابی سر تیتر رسانهها قرار گرفته، گفته است: «پدربزرگم همسن دونالد بود که علائم زوال عقل را نشان داد. اینکه این روزها چقدر پدربزرگم را در دونالد میبینم، نگرانکننده است. میبینیم که او تقریباً قادر به کنترل احساساتش نیست و اغلب به نظر میرسد کاملاً از اینکه کجاست، چرا و با چه کسی است، بیخبر است».
و اما مری ترامپ تنها فرد نزدیک به دونالد ترامپ نیست که به نحوی سعی دارد اختلال شخصیتی او را تایید کند؛ بلکه حتی مادرش “ماری آن مک لیود” یعنی کسی که دونالد از او متولد شده و در دامانش پرورشیافته نیز سالها پیشازاین، وقتی درباره ورود ترامپ به عالم سیاست از او نظرش را پرسیدند پاسخ داد: «پسرم، دونالد یک احمق بدون عقل سلیم و بدون مهارتهای اجتماعی است، او یک جامعهستیز خودشیفته و غیرقابلباور است، اما او پسر من است. من صمیمانه امیدوارم که او هرگز وارد این ماجرا نشود او برای ایالات متحده یک فاجعه و برای بشریت یک فاجعه بزرگتر است».
علاوه بر خانواده، بسیاری از کارشناسان بهداشت روان، ژنرالهای نظامی، تئوریسینهای سیاسی و متخصصان سلامت اجتماعی در آمریکا و اروپا و رسانههایشان نیز پس از همدستی او با رژیم صهیونیستی در تجاوزاتش به کشورهای منطقه بهویژه دو جنگ ۱۲ روزه و چهلروزه اخیرعلیه ایران، با انتشار توییتهای متعددی مبنی بر عدم صلاحیت ادامه حضور دونالد جی ترامپ در چنین جایگاه کلیدی تلاش کردند تا توجهات جامعه جهانی را نسبت به بیماری اختلال روان چهل و هفتمین رئیسجمهور ایالات متحده جلب نمایند.
بهعنوانمثال، فرانسیس فوکویاما فیلسوف و نظریهپرداز آمریکایی در این روزهایی که شهروندان آمریکایی به دلیل تصمیمات دونالد ترامپ، پر کردن باک بنزین خودرو برایشان به امری رؤیایی تبدیل شده و از سوی دیگر اغلب کشورهای اروپایی نیز در مسائل دیپلماتیک حاضر به همراهی با او نیستند، گفته است: «حقیقت این است که ایالات متحده هرگز بهاندازه امروز منزوی نبوده، هیچ رهبر اروپایی باور ندارد که اگر امروز در تنگه هرمز از ایالات متحده حمایت کند، این حمایت در آینده جبران شود.
درحالیکه اقدامات آمریکا بهشدت به رقبایی مثل روسیه و چین سود رسانده، خود این کشورها هم بهسختی میتوانند باور کنند که ایالات متحده در آینده به طور قابلاعتماد به نفع آنها عمل کند. ترامپ ادعا کرده که ایالات متحده هرگز بهاندازه دوران رهبری او مورداحترام نبوده است، از میان خیلی چیزهایی که او گفته، این یکی از مضحکترینهاست».
و کمی قبلتر در بحبوحه سواری دادنهای دونالد جی ترامپ به بنیامین نتانیاهو برای افزایش شدت توحش در خاک ایران، روزنامه بریتانیاییِ گاردین در سرمقاله تند و تیزی نوشت: «…، ترامپ از یک سو تهدید به نابودی میکند و از سوی دیگر از احتمال آتشبس میگوید؛ تناقضی که نشان میدهد او «لحظهای تصمیم میگیرد» و فاقد طرح بلندمدت است. ادبیات «رکیک» و «هذیانگونه» ترامپ، شأن نهاد ریاستجمهوری آمریکا را در آستانه ۲۵۰ مین سالگرد استقلال این کشور تخریب کرده است.
دنیا اکنون در وضعیت انتظار و هراس به سر میبرد. سرنوشت هزاران نفر و ثبات اقتصاد جهانی به اراده متزلزل مردی گرهخورده است که بیش از هر چیز تحتتأثیر غریزه خودبزرگبینی و محیط بسته مشاورانش عمل میکند. باید در یک فضای سیاسی سالم، کابینه برای برکناری چنین رئیسجمهوری اقدام میکرد، اما مشاوران بلهقربانگو اجازه نمیدهند…».
گفتار و رفتارهای متناقض این “بازرگانِ بعداً سیاستمدار شده” که حالا صدای اکثر شهروندان آمریکا را درآورده و رفتهرفته میرود تا محبوبیتش در میان طرفدارانش را هم از دست بدهد تنها به تصمیمات نظامی و سیاسیاش ختم نمیشود. جَست و خیزهایِ “مریض گونه ” رئیسجمهور آمریکا در فضای مجازی نیز دلیلی دیگر برای نیاز همدردی با مادر او در خصوص ناخوشاحوالی روانی فرزندش است.
چه اینکه، وبسایت آمریکاییِ “دِیلی بیست” طی گزارشی درباره فعالیتهای رسانهای ترامپ خاطرنشان کرده است: «…، ترامپِ ۷۹ساله، روانپریش است، ساعت ۳ بامداد به فروپاشی کامل روانی میرسد و برای ۳ ساعت، هر ۱۰ دقیقه یک پُست میگذارد. وی در یک بازه زمانی سهساعته، ۱۸ پیام در شبکه اجتماعی منتشر کرده؛ موضوعی که از نگاه این رسانه، نشانهای از فشار ناشی از بحرانهای سیاسی انباشتهشده ارزیابی شده است… چنین رفتاری میتواند بیانگر یک وضعیت درونی پیچیدهتر باشد… ادامه چنین روندی ممکن است بر موقعیت سیاسی ترامپ تأثیر منفی بگذارد و فضای تنش در عرصه سیاسی آمریکا را تشدید کند…».
درخواست نمایندگان کنگره ایالات متحده برای برکناری ترامپ نیز گواه دیگری بر این ادعاست. هنوز جنگندههای آمریکایی صهیونیستی در آسمان ایران جولان میدادند و نظامی و غیرنظامیان را بمب باران میکردند که این “خود مسیح پندار” طی عکس نوشتهای در صفحات ایکس، ادعای نجاتبخشی کرد و ساعاتی بعد دوباره اعلام کرد که جنگ علیه ایران متوقف شده است. با انتشار این توییت و صحبتهای پر از ابهامش، دموکراتهای کنگره نشین و برخی از خودِ نمایندگان جمهوریخواه برای چندمین بار خواستار عزل او شدند.
“آدلیتا گریخالوا” نماینده دموکرات با افتضاح خواندن اقدامات دونالد ترامپ صراحتاً اعلام کرد: «آتشبس باشد یا نباشد، ترامپ بهوضوح برای حکومتکردن نامناسب است. او اصلاً در شرایطی نیست که بهعنوان فرمانده کل قوا خدمت کند و فعالانه امنیت ملی ما را به خطر میاندازد».
رابرت گارسیا یک نماینده دموکرات دیگر نیز در گفتگو با رویترز عنوان کرد: «دونالد ترامپ عقلش را ازدستداده و باید تهدیداتش برای ازبینبردن مردم ایران جدی گرفته شود.
او از کنترل خارج شده و کابینه و اطرافیانش باید به قانون اساسی وفادار باشند و از متمم ۲۵ قانون اساسی استفاده کنند؛ او باید حذف شود»، گارسیا خطاب به “جی دی ونس معاون دونالد ترامپ هم گفت: «جیدی ونس، متمم اصل ۲۵ قانون اساسی را فعال کن».
بیچاره”ماری آن مک لیود” مادرشوهر ملانیا سومین همسر دونالد ترامپ؛ او اگر میدانست که روزی شهروندان آمریکایی به دلیل حماقتهای پسرش مجبور به لغو تابعیتشان میشوند، شاید در همان دوران کودکی او را در تیمارستان بستری میکرد تا کار به اینجا نکشد. آخِر بنا به اعلام روزنامه گاردین، در یکسال و نیم گذشته هزاران آمریکایی به دلیل سیاستهای “خودکامه” ترامپ به دنبال تغییر تابعیتشان هستند.
این رسانه انگلیسی در مصاحبه با چندین متقاضی آورده است: «صرفنظر از بحث هزینهها، سؤال این است که اصلاً چرا باید فردی تابعیت خود را عوض کند؟ سالهاست که به شوخی گفته میشود آمریکاییها در خارج از کشورشان وانمود میکنند کانادایی هستند چرا که خجالت میکشند بگویند به کشوری تعلق دارند که متکبر و یا حامی سیاستهای تبعیضآمیز است. اما تحولات اخیر در آمریکا، اختلافات داخلی و سیاست خارجی آن موضوع متفاوتی است که هر روز به تعداد درخواستکنندگان تغییر تابعیت افزوده میشود…».
“جان فردریکسون” روانشناس آمریکایی نیز درباره تغییر مواضع ناگهانی و ناپایداری دونالد ترامپ در گفتار و رفتارش نسبت به ایران، معتقد است: «تعریف و تمجید مداوم ترامپ از خودش، نشانهای از تحقیر عمیق در ناخودآگاه اوست. این رفتار نشان میدهد که ایرانیان دست بالا را دارند و او بهشدت احساس حقارت میکند. به همین دلیل، بهجای پذیرش واقعیت و شکستش، به خیالپردازی و خودستایی پناه برده است. او با ستایش مکرر از خود میکوشد خود را آرام کند؛ زیرا افسانه موفقیت، هنر مذاکره، قدرت و شکستناپذیریاش در این جنگ عملاً فروریخته و همین مسئله ساختار ذهنی او را دچار تزلزل کرده است».
و اما چهل و هفتمین رئیسجمهور ایالات متحده بهانهای شد تا سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشورمان هم به جرگه آنالیزورهای شخصیتی دونالد ترامپ بپیوندند. آنها چندی پیش در راستای صلح جهانی با ارسال نامهای سرگشاده به روانشناسان آمریکا خواستار ارزیابی سلامت روان رهبران سیاسی آمریکا بهویژه دونالد ترامپ شدند. این نامه که شامل دغدغههای علمی و انسانی جامعه روانشناسی و مشاوران ایران است، در کمترین زمان به یکی از ترندها تبدیل و مورد اقبال آنسوی مرزها واقع شد. نقد رفتارهای مخرب و ضداجتماعی رهبران آمریکا و تأثیر مستقیم آن بر ایجاد اختلالات روانشناختی، نقض صلح جهانی و ایجاد تروما در میان ملتها، محور اصلی محتوای این نامه است.
القصه، آنچه گفته شد علاوه بر واکاوی مختصری از احوالات رئیس جمهور آمریکا، یادآوری بود برای باز شدن سلول مغزی سادهاندیشانی که از این “مجهول المشاعر” برای خود ناجی و الهه مهربانی ساختهاند. وگرنه، کیست که نداند در پس رفتارهای فکاهی گونه دونالد جی ترامپ، چه هیولایی نهفته است. همان تاجر و املاکیِ طماع که به طور مستقیم و غیرمستقیم دستش به خون چندین هزار انسان بیگناه آلوده است و در دهها فقره جنایت و کشتار شراکت داشته است.
البته که حالا حتی یک نوزاد سهساله هم میداند دُم تکاندادنهای دونالد ترامپ به بیبی نتانیاهویِ منحوس به دلیل اپستین و فضاحتهای عیاشانهِٔ برملا شدهاش است. مگر میتوان نقش این سیاهترین رئیسجمهور کاخ سفید، در بیآبروتر شدن ایالات متحده در جهان را انکار کرد؟. راستی با چه تضمینی می توان به چنین موجودی اعتماد کرد؟.








از یک سو این متن برای خود من که اهل پژوهش هستم جالب بود زیرا باصطلاح حق مطلب را در معرفی یکی از جنایتکار ترین و خبیث ترین و فاسدالاخلاق ترین های تاریخ خیلی خوب ادا کرده و از دیگر سو نشانگر بهره مندی نویسندهء آن از تجارب کلاسیک و شیوه های نوین در ارائهء کاسپت و ایده پردازی اوست / برای ایشان در مسیر اطلاع رسانی و ایفای تعهدش که بخوبی از عهدهء آن برآمده ، آرزومند افق های روشنتر در آتی هستم .
“سیاهترین چهره کاخ سفید”، عنوان بسیار گویایی بود. ممنون از مقاله پر محتوا و چالش برانگیز شما.
با سلام و سپاس از یادداشت بسیار مفید و جامع و کاملی که ارائه فرمودید.
به نظر این حقیر، آمریکا در این دو جنگ تحمیلی اخیر که با ایران داشت، و با توجه به وجود تمام تجهیزات و مهمات و ابزارهای پیشرفته جنگی و کشورهایی که آمریکا را در این جنگ، همراهی می کردند و همچنین رژیم منحوس صهیونیستی اسرائیل، به حول و قوه الهی، نتوانستند پیروز میدان نبرد باشند و چیزی جز شکست و خواری و سر افکندگی، نصیبشان نشد، و همین خود عاملی شد که ما می بینیم که آمریکا آن هیمنه و قدرت پوشالی که برای خود در جهان، ایجاد کرده بود، به راحتی از هم پاشیده شود و رخ نمایاند و نشان دهد که همه اینها (هیمنه و قدرت پوشالی) فقط در حد شعار و حرافی بوده است و در عمل و در صحنه میدان نبرد، همه ما و همه جهانیان شاهد و نظاره گر این امر و واقعیت بودند که،امریکا و همه همدستانش ، حریف قدرت و عظمت و اتحاد و همدلی ارتش و سپاه و نیروهای مسلح و مردم شجاع و غیور و دلاور ایران عزیزمان، نمی شوند و انشاالله تا ابد هم به لطف و عنایت پروردگار، نخواهند شد. امروزه ما می بینیم که وجهه آمریکا در تمامی ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … دچار ضعف و انزوال و سر درگمی شده است و حتی متحدان اروپایی هم در برخی سیاست ها، دیگر آمریکا را همانند گذشته،همراهی و همکاری نمی کنند.نمونه بارز آن هم در محاصره تنگه هرمز شاهد بوده و هستیم.
به هر حال اگر آمریکا که در راس آن، ترامپ به عنوان رئیس جمهور قرار دارد،بخواهد به این جنگ تحمیلی، که خود شروع کننده آن بوده است، پایان دهد، باید دست از زیاده خواهی و سیاست های غلط و اشتباه خود، دست بردارد و در مذاکراتی عادلانه با حفظ اصول و چارچوب صحیح و منطقی،حضور یابد و بیشتر از این دنیا را که در حال حاضر با بحران انرژی و سوخت و اقتصاد و … دست به گریبان شده است،در گیر نکند.