سینمای ایران در آستانه بهار ۱۴۰۵، روزهای عجیبی را تجربه میکند. در حالی که ویترین سینماها همواره در این ایام با آثار کمدی و عامهپسند تزیین میشد، هجوم دشمن و قرار گرفتن در روزهای جنگی و از طرفی اعلام شرایط عزای عمومی، اکران ها را به کلی دگرگون کرده است و در این میان ، قرعه به نام درامی متفاوت افتاده است و فیلم سینمایی (نیمشب) پس از درخشش در جشنواره فیلم فجر، حالا به عنوان جدیترین گزینه برای میزبانی از مخاطبان در ایام نوروز مطرح شده است.
نیمشب یک انتخاب هوشمندانه
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر پایگاه خبری سپاهان خبر; پیش از وقوع حوادث اخیر، قرار بود فیلم کمدی تاکسیدرمی به عنوان برگ برنده اکران نوروزی روی پرده برود. اما با توجه به شرایط حساس کشور و ممنوعیت اکران آثار کمدی تا بیستم فروردین، سازمان سینمایی سوره و دفتر پخش بهمن سبز استراتژی خود را تغییر دادند و در این فضا، نیمشب نه تنها یک جایگزین، بلکه یک انتخاب هوشمندانه است. این فیلم با لحنی جدی و داستانی عمیق، با شرایط فعلی جامعه همخوانی بیشتری دارد و میتواند به عنوان لیدر گیشه، چراغ سالنهای سینما را روشن نگه دارد.
حس حضور در دل بحران
محمدحسین مهدویان کارگردان نیم شب در این فیلم صحنهای دیگر از جنگ دشمنان علیه ایران را نشان میدهد، این بار در یک نیمهشب، تهران و باز با نشانههایی از آن خاستگاه مستندسازی و مستندنگاریاش از جنگ که پر از جزئیات است و با نگارش تصویر این جزئیات است که دیدنی شده است.
نیمشب از آن دست فیلمهایی است که پیشاز آنکه دیده شود، دربارهاش قضاوت میشود نهفقط بهخاطر نام کارگردان، بلکه بهدلیل زمانهای که فیلم در آن متولد شده است و روایت یک بحران بهغایت نزدیک، آنهم در فاصلهای کوتاه از وقوعش، هم فرصت است و هم دام.
مهدویان با انتخاب موقعیتی شهری و ملموس، یعنی موشکی عملنکرده در دل تهران، در ساعتی که شهر باید در خواب باشد، آگاهانه از بازنماییهای متعارف جنگ فاصله میگیرد و بهجای خطمقدم، سراغ زیست اضطراب در صحنههای نزدیک زندگی میرود و جزئیات را در قابهایی سنجیده ترسیم میکند، جایی که جنگ نه در قاب حماسی پشت خاکریزها و سنگرها و تزاحم تصویر شلیکها و درگیریها، بلکه کف خیابانهای تهران و در میانه حیات شبانه شهر جریان دارد.
این انتخاب، در ذات خود، جسورانه و سینمایی است و نشان میدهد فیلمساز بهدرستی تشخیص داده که تجربه جنگ معاصر، بیش از آنکه میدان نبرد باشد، تجربه تعلیق و بیخبری از لحظه بعد و محمل آزمونی بزرگ برای وحدت مردم بر سر یک هویت جمعی است. فیلم در شروع، این ایده را بهخوبی صورتبندی میکند.
تجمع ناگهانی مردم در یک پارک، شکلگیری اضطراب، تعجیل در تخلیه بیمارستان و فقدان مرجع قطعی خبر، ولی در عین حال همدلی و تفاهم جمعی فضایی میسازد که بالقوه میتواند به یک درام موقعیت فشرده و نفسگیر بدل شود. دوربین، آگاهانه از اغراق بصری پرهیز میکند و با حرکتهای کنترلشده و نزدیک به بدن آدمها، سعی دارد حس حضور در دل بحران را منتقل کند.
حضور بازیگران توانمند با سابقه درخشان در درامهای اجتماعی
اما یکی از نقاط قوت اصلی فیلم، ترکیب بازیگران آن است، حضور بازیگران توانمندی که سابقه درخشانی در درامهای اجتماعی دارند، به فیلم اعتبار مضاعفی بخشیده است. بازیهای زیرپوستی و رئالیستی در سکانسهای پردیالوگ، اتمسفری از تعلیق و اضطراب را ایجاد کرده که مخاطب را تا لحظه آخر روی صندلی میخکوب میکند.
کارگردانی هوشمندانه و استفاده خلاقانه از نورپردازی برای القای حس خفقان و تردید، از جمله مواردی بود که در نشستهای خبری جشنواره فجر مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. فیلمبرداری اثر نیز با استفاده از قابهای نزدیک، سعی در نفوذ به درونیات شخصیتها دارد.








دیدگاهتان را بنویسید