در حالیکه ایالات متحده پس از ناکامی در نمایش قدرت نظامی و ناتوانی از ترسیم تصویری از تسلیم ایران در افکار عمومی جهان، به میدان عملیات روانی و رسانهای روی آورده است، دیپلماسی شفاف سیدعباس عراقچی، ورق این بازی را برگرداند.
به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری سپاهان خبر آمریکا در مرحله جدید خود، با استفاده از شبکهای از رسانههای غربی مانند آکسیوس تلاش کرده است گزارهای القایی را جا بیندازد؛ اینکه تهران تحت فشارها به میز مذاکره بازگشته تا خواستههای واشنگتن را اجرا کند. این روایت نهتنها از نظر محتوایی نادرست، بلکه از نظر روانی طراحی شده تا افکار عمومی ایران را در چنبره انتظارات هیجانی قرار دهد.
سناریوی رسانهای واشنگتن
تحلیل محتوا نشان میدهد هدف اصلی امریکا از پخش اخبار ضدونقیض پیرامون مذاکرات، مدیریت احساسات عمومی در ایران است. ابتدا با انتشار خبرهای خوشبینانه، فضای انتظار و امید غیرواقعی ایجاد میشود؛ سپس با اعلام تعلیق یا شکست مذاکرات، موجی از اضطراب، تحقیر، سرخوردگی و نارضایتی عمومی شکل میگیرد. این الگو عملاً بخشی از راهبرد فشار ترکیبی است که علاوه بر میدان سیاست، جامعه و اقتصاد ایران را نیز هدف میگیرد.
تغییر زمین بازی با یک کنش رسانهای
اما در پاتک رسانهای ایران، سیدعباس عراقچی با انتشار یک توییت صریح و حسابشده تمام این سناریو را بیاثر کرد. او در پیام خود، بهطور روشن زمان، مکان و موضوع مذاکرات را اعلام کرد تا فضای ابهام و گمانهسازی رسانههای غربی را از میان ببرد. این اقدام بلافاصله باعث شد خبرگزاری آکسیوس، در چرخشی آشکار، مواضع قبلی خود را پس بگیرد ـ اتفاقی نادر در روند انتشار خبرهای دیپلماتیک.
توییت عراقچی از دو جنبه اهمیت دارد:
۱ . انتقال ابتکار روایت از واشنگتن به تهران
۲ . کنترل سطح انتظار هیجانی
به این ترتیب و با زبان آرام، منطقی و شفاف، به افکار عمومی داخلی اطمینان داده شد که روند مذاکرات نه تحت فشار، بلکه بر پایه محاسبه و برنامهریزی دقیق در تهران پیش میرود. این پیام توانست سطح انتظار هیجانی را کنترل و فضای ملی را از تنش رسانهای دور سازد؛ دقیقاً نقطه مقابل اهداف جنگ روانی آمریکا.
فراتر از سطح رسانهای
در بعد راهبردی، کنش عراقچی روایت «مذاکره از موضع فشار» را از اساس بیاعتبار کرد. اشاره او به نقش عمان، ضمن قدردانی از این کشور، برای واشنگتن حامل پیام مشخصی بود: مسیر گفتوگو از کانالهای مورد اعتماد تهران عبور میکند، نه کانالهای تحمیلی. این اقدام، مانورهای تاکتیکی آمریکا ـ از جمله فشارهای آخرین لحظه و ابهام مکانی و زمانی ـ را بهشدت محدود ساخت و عملاً مسئولیت هر اختلال احتمالی در آینده مذاکرات را متوجه طرف مقابل کرد.
این رخداد، نمونهای دقیق از پاتک روایتمحور در جنگ اطلاعاتی است؛ رویکردی که نشان میدهد در نبردهای عصر جدید، مدیریت روایت به اندازهی تصمیمات سیاسی اهمیت دارد. تداوم چنین کنشهای هوشمند و بهموقع، میتواند ابزار رسانهای دشمن را خلع سلاح و میدان روانی را به نفع ایران بازتعریف کند.







دیدگاهتان را بنویسید