وضعیت تالاب ها به حدی نگران کننده شده که پای مجلسیها هم به این فاجعه باز شد.
تالابها، به ویژه تالاب بینالمللی گاوخونی، نه تنها یک جاذبه طبیعی صرف، بلکه یکی از مهمترین زیرساختهای زیستمحیطی کشور و شریان حیاتی استان اصفهان و مناطق همجوار آن هستند. این اکوسیستمهای ارزشمند، نقش حیاتی در تنظیم اقلیم منطقهای، تغذیه آبهای زیرزمینی و مهار پدیده گرد و غبار ایفا میکنند. در شرایط فعلی که ایران به شدت با معضل بحران آب و فرونشست زمین دست و پنجه نرم میکند، خشک شدن گاوخونی به منزله یک زنگ خطر ملی تلقی میشود. این مقاله با استناد به اظهارات نمایندگان مجلس، به واکاوی ابعاد فنی، مدیریتی و حقوقی این فاجعه محیط زیستی میپردازد و بر لزوم شفافیت و مدیریت منابع آب با رویکرد علمی تأکید میکند.

فریاد از مرکز اصفهان: ضعف شفافیت در مدیریت منابع آبی کشور
رمضان رحیمی دشتلویی، نماینده مردم فلاورجان و عضو مجمع نمایندگان استان اصفهان، در گفتوگویی ، به طور مستقیم به ضعف شفافیت در مدیریت منابع آب انتقاد وارد کرده است. این انتقاد ریشه در عدم اطلاعرسانی دقیق درباره میزان ذخایر آبی و تخصیصهای صورت گرفته دارد. در یک محیط دچار خشکسالی فراگیر، عدم شفافیت دولتی نه تنها به کاهش اعتماد عمومی منجر میشود، بلکه امکان برنامهریزی دقیق برای کشاورزان و شهروندان را سلب میکند. این فقدان دادههای موثق، مانع اصلی در تدوین یک برنامه عملیاتی پایدار برای مقابله با کمآبی ایران است. مجلس شورای اسلامی به عنوان نهاد ناظر، این موضوع را یک مسئله حقوق شهروندی میداند که پیگیری جدی آن از دستور کار خارج نخواهد شد.
اکوسیستم در آستانه فروپاشی: پیامدهای مستقیم خشک شدن گاوخونی
کاهش شدید ورودی آب به تالاب گاوخونی، تبعات ویرانگری بر سلامت محیط زیست و بهداشت عمومی منطقه گذاشته است. خشک شدن تالاب، مستقیماً منجر به تبدیل شدن بستر آن به منبع انتشار ذرات معلق و آلایندههای زیستمحیطی شده است. این امر کیفیت هوا را به شدت کاهش داده و منجر به افزایش روزهای ناسالم برای تنفس در اصفهان و شهرستانهای اطراف، بهویژه فلاورجان، شده است. تعطیلی مدارس و کاهش کیفیت زندگی، تنها بخشی از هزینههای اجتماعی این بحران است. از منظر ژئوپلیتیک منابع آب، این وضعیت تهدیدی جدی برای امنیت زیستی منطقه محسوب میشود که نیازمند مداخله فوری وزارت بهداشت و سازمان حفاظت محیط زیست است.
ناکارآمدی هماهنگی میانبخشی: معمای چند متولی و فقدان برنامه اجرایی
یکی از عمیقترین مشکلات در احیای تالابها، تداخل اختیارات و ضعف هماهنگی میان دستگاههای متولی است؛ از جمله وزارت نیرو، وزارت صمت (صنایع و معادن) که فعالیتهای معدنی غیرمجاز در حوضه آبریز آن گزارش شده، سازمان محیط زیست و استانداری. رحیمی تأکید دارد که تا زمانی که یک کمیته مشترک نظارتی تحت سرپرستی عالیترین سطوح اجرایی (مانند معاون اول رئیس جمهور) تشکیل نشود و عملکرد ماهانه این دستگاهها رصد نگردد، بحران ادامه خواهد یافت. فقدان یک برنامه عملیاتی مشخص و قابل اجرا برای انتقال آب، نشاندهنده تمرکز بر مدیریت کوتاهمدت به جای راهکارهای مهندسی محیط زیست بلندمدت است.
اثرات بلندمدت بر منابع زیرزمینی و کشاورزی
اگر راهکار جامعی برای تزریق حقابه تالاب اجرا نشود، عواقب آن فراتر از آلودگی هوا خواهد رفت و به ساختارهای اساسی منطقه ضربه میزند. تخریب کشاورزی سنتی اصفهان و مهاجرت جمعیت روستایی، پیامدهای مستقیم کاهش آبهای زیرزمینی ناشی از عدم تغذیه تالاب است. این امر با پدیده فرونشست زمین که یکی از بحرانهای خاموش در ایران است، رابطه مستقیم دارد. این تحلیلها نشان میدهد که احیای گاوخونی، تنها یک وظیفه محلی نیست، بلکه یک استراتژی حیاتی برای حفظ پایداری زیستمحیطی در مقیاس ملی است.
بودجه کافی یا اجرای کافی؟ لزوم تبدیل اعتبار به عمل
در پاسخ به مسئله بودجه، نماینده مجلس اشاره میکند که صرفاً تخصیص بودجه کافی نیست، بلکه اجرای واقعی و نظارت بر مصرف اعتبارات اهمیت دارد. احیای تالاب نیازمند اجرای دقیق طرحهای انتقال آب پایدار با زمانبندی مشخص و تضمین شده است. این فرآیند باید با تکیه بر مدلسازیهای هیدرولوژیکی پیشرفته صورت پذیرد تا اطمینان حاصل شود که حقابه تخصیص یافته، به جای هدررفت، دقیقاً به مقصد زیستمحیطی خود برسد.
ورود جدی مجلس برای تضمین حقوق مردم و احیای تالاب
نمایندگان مجلس متعهد شدهاند که با نظارت مستمر بر عملکرد دولت و دستگاههای اجرایی، ارائه گزارشهای شفاف به مردم و تضمین هماهنگی بین نهادها، مسیر نجات تالاب گاوخونی را هموار سازند. نجات این اکوسیستم حیاتی، نه تنها یک ضرورت زیستمحیطی، بلکه یک وظیفه سیاسی و اجتماعی برای تضمین کیفیت زندگی نسل حاضر و نسلهای آینده در استان اصفهان است. این پیگیری نشاندهنده اولویت یافتن مبارزه با خشکسالی و مدیریت بحران بیآبی ایران در دستور کار قوه مقننه است.











دیدگاهتان را بنویسید