در فضای پرهیاهو و رنگارنگ چهلوچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر که عمدتاً با آثار پرکشش و داستانپردازیهای پویا در کانون توجه قرار دارد، «حال خوب زن» ساخته مهدی برزکی، همچون چناری ستبر و آرام قد برمیافرازد. این فیلم نه با فریاد، بلکه با زمزمهای انسانی و لرزان، مخاطب را به عمق دنیای درونی شخصیتی میبرد که زیر بار تجربهای هولناک – آزار جنسی در کودکی – فرود آمده است. برزکی در این اثر فراتر از یک درام خانوادگی معمول، تابویی عمیق اجتماعی را با نگاهی همدلانه و بدون قضاوت یا بهرهگیری احساسی صرف، به تصویر میکشد.
به گزارش سرویس فرهنگ پایگاه خبری سپاهان خبر; هسته داستان، زندگی زوج جوانی است که با وجود میل به ساختن آینده، با دیواری نامرئی از سکوت، ترس و ناتوانی در ارتباط عاطفی و جسمی روبرو هستند. مسئله اینجا یک مشاجره ساده نیست؛ رنج از اعماق روان زنی (با بازی مهتاب ثروتی) ریشه میگیرد که سالها با آن تنها زیسته است.
بدون شک، ستون و روح فیلم، بازی چندلایه مهتاب ثروتی است. او نه با انبوه دیالوگ، بلکه با سکوتهای پُرمعنی و نگاههای آکنده از وحشت نقشآفرینی میکند. هر لرزش دست، هر انقباض چهره، بخشی از آن ترومای عمیق را روایت میکند. ثروتی اضطراب را نه به عنوان حسی گذرا، بلکه به عنوان جوهر وجود شخصیتش به نمایش میگذارد. صحنههای رویارویی او با حملات ناگهانی اضطراب یا مواجهه با نزدیکی همسر، از تاثیرگذارترین لحظات فیلم است که بدون کلام، درد را به بیننده منتقل میکند.
با این حال، «حال خوب زن» از برخی کاستیهای ساختاری رها نیست. بارزترین آن ریتم کند و کشدار فیلم است. اگرچه این کندی میتواند انتخابی آگاهانه برای همذاتپنداری با شخصیت اصلی باشد، اما تدوین فاقد ایده و تنوع به نظر میرسد. نماهای طولانی و ثابت دوربین که غالباً بر چهره ثروتی متمرکزند، پس از مدتی از جذابیت بصری میافتند و به تکری خستهکننده تبدیل میشوند. فقدان ریتمی پویا میان سکوت و گفتگو، یا نماهای باز و بسته، از قدرت ایجاد اوجهای عاطفی کنترلشده میکاهد.
از سوی دیگر، شخصیتپردازی دیگران، به ویژه همسر زن، کمرنگ و تکبعدی است. فیلمنامه فرصت چندانی برای واکاوی دنیای درونی او فراهم نمیکند؛ تنها شکیباییاش را میبینیم، اما از سردرگمی، نیازها یا آسیبپذیریهایش آگاه نمیشویم. این امر رابطه را به الگویی یکسویه نزدیک میکند.
در حوزه فنی نیز فیلم با ضعفهایی همراه است. فیلمبرداری اگرچه تمیز است، اما بیش از حد محافظهکارانه عمل میکند. ترکیببندی قابها غالباً فاقد خلاقیت و نمادگرایی بصری قدرتمند است. طراحی صدا نیز فرصتهای فراوانی را از دست میدهد؛ سکوت بدون لایههای صوتی ظریف که فضای ذهنی شخصیت را تقویت کند، تنها به معنای نبود صدا تفسیر میشود. موسیقی متن نیز یا غایب است یا حضوری کمرنگ و بیتاثیر دارد.
در مجموع، اگرچه سنگینی ریتم و پرداخت ناقص برخی شخصیتها، «حال خوب زن» را به تجربهای سینمایی برای مخاطبان خاص و صبور تبدیل میکند، اما اهمیت و جسارت آن در برخورد با موضوعی تابو و بازتاب زخمهای خاموش جامعه انکارناپذیر است. این فیلم شاید یک شاهکار بینقص نباشد، اما آیینهای است قابل احترام برای تأملی عمیق بر رنجی نهان.











دیدگاهتان را بنویسید