محمدرضا کربکندی مردی از جنس فوتبال است. همان سرمربی دلسوز و بسیار جدی که همه او را با اسم «آقا رسول» می شناسند و صدا می زنند. «آقا رسول» چندی قبل میهمان پایگاه خبری سپاهان خبر در «ایستگاه گفتوگو» بود. مثل همیشه بخشی از حرف های تند و صریح او درباره فوتبالی ها سانسور شد و آنچه می خوانید یا می بینید بخش های باقی مانده از این گپ جذاب است.
شما همیشه معروف هستید به صراحت. این را به وضوح در همه مصاحبههای قبل گفتید. این صراحت فوتبالیست صرفا یا غیر فوتبالی هم هست؟
نه باور کنید هم فوتبالی است و هم غیر فوتبالی. قسمت فوتبالی را همه می دانند ولی قسمت غیر فوتبالی را خانواده و دوستان.
خب منشا این صراحت به نظر شما کجاست؟
ببینید یک سری خصوصیت ها به نظر من ذاتی هست. یعنی کسی خوب حرف می زند، کسی خوب می نویسد، کسی شاعر خوبی است و همه این موارد و خصوصیت ها در آدم ها مختلف است و به نظر من بخش عمده ای از آن ذاتی است و بخشی هم اکتسابی.
همین مورد غیرفوتبالی که شما گفتید گاهی بعضی از دوستان و نزدیکان را هم ناراحت کرده است ولی من ترجیح می دهم صریح و راستگو باشم تا جور دیگر.
اوج این صراحت فوتبالی هم زمانی بود که گفتید این فوتبال کثیف است، مربوط دوران مربی گری شما در تیم صبا.
بله.
الان به خاطر دارید چی شد که این بحث را آن زمان مطرح کردید؟
فکر کنم حدود ۱۵ سال پیش مربی صبا بودم. توی مصاحبه بعد از بازی این مساله را مطرح کردم که فوتبال تمییز داریم و فوتبال کثیف هم داریم. تیم صبا با سپاهان بازی داشت. ما بازی را برده بودیم که داور معروف آن سالها آقای قهرمانی در دقیقه ۹۴ برای سپاهان پنالتی گرفت و بازی مساوی شد. پنالتی از نظر من مشکوک بود و دیکته شده ولی به هر حال ما بازی برده را مساوی کردیم. و من در مصاحبه بعد از بازی این حرف را زدم .
و این تئوری مطرح شد.
تئوری که نه. واقعیت تلخ و رو به رشد.
بعد چی شد؟
هیچی ۳ میلیون تومان جریمه شدم .
انگار چند سال زود گفته بودید؟
بله. اتفاقا چند هفته پیش در یک مصاحبه گفتم باید آن مساله فوتبال کثیف و تمییز را الان مطرح می کردم. آن موقع که من گفتم زود بود. شاید اوائلش بود ولی الان کامل و واضح است. همانطور که گفتم رشد کرد. ریشه زد.
یعنی هر چه جلوتر رفتیم بدتر شد؟
بله دقیقا.
چرا؟
ببینید همه حرف جا سر پول هست. همه ورزش دولتیست. از این جیب به اون جیب هست. برنده شدن همه چیز شده است و برای این برنده شدن همه کاری می کنند، ابزار این کار چیست؟ پول. چه پولی؟ پولی بی حساب و کتاب دولتی که نیازی نیست شما بابتش به کسی جواب پس بدید. مدیر پولدارتر، تیم بهتری دارد، ورزشکار بهتری دارد، مقام های بیشتری دارد و همه فکر می کنند او مدیر بهتری است در حالی که اگر بخش خصوصی واقعی داشتیم وضع این نبود. هر مدیری باید جوابگو می بود برای پولی که خرج می کند.
برای همین چند وقت پیش گفتید سپاهان از پولداری می ناله ذوبآهن از بی پولی؟
بله. الان هم همین نظر را دارم. این جایگاه ذوب آهنه؟ خب به نظر شما درسته؟ آیا این روال سالمی هست؟ در یک شهر، بودجه یک تیم بیش از دوهزار میلیارد تومان و تیم دیگر یک دهم این بودجه را دارد و تازه محقق هم نمی شود. این طوری است که لیگ می شود نماد اختلاف طبقاتی. ۴ یا ۵ تا تیم بالای جدول ثروتمندان هستند و از اون به بعد فقرای لیگ . فقرای لیگ باید بروند سراغ سربازفوتبالیست یا دانش آموزبازیکن و دانشجو که با هزینه های بسیار پایین بازی کنند. واقعا این جایگاه ذوب آهن است؟ نتیجه هم می شود این که دیدید.
اما همین ذوب آهن بازی های خوبی داشت، مثلا هر دو بار امسال جلوی استقلال را گرفت.
بله. طبیعی است. دلیل دیگری دارد. در فوتبال هیچ پولی جلودار جوانی و دوندگی نیست. شما اگر چند تا رونالدو هم داشته باشی حریف یک تیم جوانتر و باانگیزه نمی شوید. من خودم در دوران مربیگری هر وقت تیم مان با استقلال، پرسپولیس و سپاهان بازی داشت شب قبل از بازی راحت تر بودم چون می دانستم بازیکنان جلوی این تیمها بسیار با انگیزه بازی می کنند. تلاش می کنند خودشان را نشان بدهند. تلاش می کنند دیده بشوند. دیده بشوند و از اینجا به استقلال و پرسپولیس دعوت بشوند و دستمزدهای چندین میلیاردب بگیرند.
البته پول چیز بدی نیست.
نه اصلا. ببینید یک فوتبالیست در تیم اگر خیالی زیاد عمرفوتبالی داشته باشد ۱۰ سال حرفه ای بازی می کند. آن هم من خیلی دست بالا گفتم شاید ۸ سال و قطعا کمتر. باید پولی بگیرد که بعد از دوران فوتبال بتواند امرار معاش کند. حق اوست. ولی وقتی میلیاردی شد بیشتر احتیاط می کند تا بیشتر دوام بیاورد تا پول بیشنری سال بعد بگیرد.
و اینجا هم همان بحث پول مطرح است که گفتید.
بله. بازیکن ۸۰ میلیاردی پایش را دم تیغ نمی دهد که سال بعد ۱۵۰ میلیارد قرار داد ببندد و بازیکن گمنام و جوان هم تلاش می کند به تیم های متمول دعوت بشود و قرار داد چند ده میلیاردی ببندد. پول همه جای دنیا عامل پیشرفت هست ولی در فوتبال ما عامل پسرفت هست.
این مورد را توضیح بیشتری بدهید لطفا.
ببینید الان ما قرار است برویم جام جهانی . با کدام بازیکن؟ با کدام ستاره؟ با کدام چهره شناخته شده؟ اگر امسال ۴۸ تیم به جام نمی رفتند ما می رفتیم؟ چرا ؟ چون استعداد جایش با پول عوض شده. البته منظورم این بازیکنان الان تیم ملی نیستند، حرف من کلی است. هر چند در این تیم هم ستاره ای در کار نیست ولی به طور کلی همه دنبال پول هستند. خیلی هم خوب است ولی پول درست و درمان و سالم . پولی که باید بازیکن بابت دریافت آن به تیم و هوادار پاسخگو باشد نه اینکه هر قدر بد بازی کند قرارداد سال بعدش بیشتر باشد.
خب در این فوتبال نقش ایجنتها و دلالها هم باید در نظر گرفت، از همان استعدادها تا بازیکن.
آنها همه کاره اند. از جا به جایی بازیکن تا کنترل سکوها و سرمربیان. از پول دادن به لیدرها برای «حیا کن و رها کن خواندن » تا تیتر زدن در بعضی از روزنامه های ورزشی. وقتی یک واسطه ۸ نفر در یک تیم دارد، مربی چه کاره است؟ شما اگر بهترین مربی جهان هم باشی وقتی ۳ یا ۴ بازیکن بخواهند شما را کله کنند صد در صد بازنده ای. هر کسی هم که باشد هیچ فرقی نمی کند.
صدا و سیما؟
صدا و سیما با کارشناس هایی که می آورد معلوم الحال است.
همین صدا و سیما برنامه استعدایابی هم دارد؟
استعداد یابی توی زمین انجام می شود و کاری با دوربین ندارد. تازه داوران همین استعدایابی ها نگاه کنید، همان کارشناس های برنامه های فوتبالی لیگ برتر هستند. چقدر جالب!
همین بحث استعداد که گفتید. الان وضع استعدادیابی چطور است؟ این همه مدرسه فوتبال ، آکادمی و مراکز استعدادیابی که داریم .
همه ش به قول ما اصفهانی تلکه (تله) پول است. مگر در فوتبال ما دیگر استعدادی هست که استعدایابی بشود؟ توی همین آکادمیها را میگویم. بازیکنی که مربی خصوصی فوتبال دارد و زیرآفتاب کرم ضدآفتاب می زند و بین دونیمه انرژیزای اورژینال ۵۰۰ هزار تومانی یا ۱ میلیونی میخورد فوتبالیست میشود؟ من بعید میدانم. به همین دلیل هم هست که من معتقدم در فوتبال ما استعدادها در حال نابود شدن هستند چون پولی ندارند. استعدادها معمولا پول ندارند و بی استعدادها پول دارند.
در این فقره وضع اصفهان چطور است؟ منظورم دلال بازی و ایجنت ها و به قول شما واسطه ها؟
چرا. هست ولی کافی نیست. کم است. ببینید فوتبال یک بحث بلندمدت و ادامهدار است. باید از بالا برنامه ریزی کرد و از پایین اجرا و نظارت کرد تا استعدادی کشف بشود و پرورش بیابد. الان همه چیز ما سیاسی شده و فوتبال مان هم در همین قاعده است. اگر هم بگویم بیش از خیلی حوزه های دیگر سیاسی است شک نکنید دلیل دارم و ادله.
امیدواریم یک روز درست بشه.
من بعید می دانم.
چرا؟
چون برای اصلاح یک مورد غلط و اشتباه باید یکی یا چند آدم دلسوز پیدا بشود که پای کار بیاییند و با برنامه ریزی اصلاح انجام بدهند. برای اصلاح فوتبال و درست شدن نه آدم دلسوزی هست و نه عزمی در کار است. من هیچ عزمی و برای بهبود وضعیت فوتبال این مملکت نمی بینم. فوتبالی که اصول اولیه اخلاق را به عنوان ورزش ندارد چه امیدی می تواند در دل من هوادار روشن کند؟ سری به استادیوم ها بزنید. به قدری فحاشی و حرف رکیک می شنوید که احساس میکنید همه جا هست به جز یک مکان ورزشی. خب مگر فرهنگ و ورزش قرار نیست توامان رشد کند؟ چی شد؟ من در همه این استادیوم ها مربی گری کردم و در خیلی هایشان بازی هم می کردم ولی اینکه الان می بینم و می شنوم نبود .
حتی الان که خانمها هم به استادیومها میآیند؟
الان که بدتر شده. قبل تر هشتاد یا نودهزار تماشاگر در ورزشگاه بود این مدلی نبود.
ولی شما از مدافعان حضور زنان در ورزشگاه بودید؟
بله. الان هم هستم. ولی الان جو به شکلی شده که باید یکی خودِ خانمها را کنترل کنه. این وضع برای فوتبال ما ناپسند است. هر چند ما چندین است که میخواهیم صندلی های ورزشگاه ها را شماره دار کنیم و زورمان نمی رسد!
نمی خواهیم یا زورمان نمی رسد؟
هر دو. مگر مردم ما و تماشاگران فوتبالی ما از تماشاگران خشن و تندخوی انگلیسی خشن تر هستند؟ نه. چرا درست شد اوضاع ؟ چون برنامه ریزی کردند و حالا می بینیم آن تماشاگر خشن در سه متری زمین است و حریم برای زمین های ما ۴ متر محاسبه می شود. یا مثلا الان روی سکوها لیدر با بلندگو فحاشی می کند و هر چه را که سفارش گرفته باشد به تیمی که بخواهد دیکته می کند.
همان حیاکن و رها کن.
بله. دقیقا. از آن طرف سرمربی و بازیکنی که از روی سکوها آورده می شود از همان جا هم زیرآبش را می زنند و می رود. همین می شود که مربی و بازیکن هوادار ترسی دارد. به هر قیمتی نتیجه می خواهد و می بینید فوتبال ما هر روز زشت تر از قبل می شود، از پول ها و قراردادها بگیر تا سفارش ها و تلفن ها و دلال بازی که همین بحث سکوها را داغ می کند و هزینه را برای آدمی که بخواهد سالم زندگی کند و فوتبال بازی کند بالا می برد.
برای همین می گویند مربی خارجی که زبان بلد نیست در ایران راحت تر است؟ چون فحش ها را بلد نیست؟
این هم هست ولی این همه موضوع نیست. مربی خارجی همه چیز در اختیار دارد وقتی به ایران می آید. همه آزادی های فردی و فوتبالی و مالی را دارد. همه امکاناتی که می خواهد را در اختیار دارد ولی مربی داخلی خیر.
خب حالا که بحث مربی خارجی و داخلی شد شما برای فوتبال ما مربی داخلی را ترجیح می دهید یا خارجی را؟
داخلی را به شرطی که مثل مربی خارجی دیده بشود. هم در بحث دستمزد، هم در بحث حمایت، هم در بحث آزادی عمل در استفاده از بازیکن و همه موارد. ولی برعکس است. به همین خاطر مربی خارجی فکر می کند اینجا یک روستاست و او از شهر آمده به اینجا. مربی داخلی اگر تیم مشکل داشت باید با تیمش زمینی و اتوبوسی برود ولی مربی خارجی اصلا زیربار نمی رود.
مربی خارجی خون تازه در رگ فوتبال است و می تواند کلاس درس نامحسوس برای مربیان داخلی و جوان ما باشد ولی نیست. نگاه خیلی هایشان توریستی است. ایران زیباست و قشنگ است برویم دوری بزنیم و پولی دربیاوریم، بعد هم یکی از کشورهای عربی که معمولا بد آب و هوا هم هستند می رویم مربی گری و پول دورانی که در ایران خرج سفرهای توریستی کردیم را در می آوریم.
یعنی وضع مان درخصوص مربی داخلی خوب نیست؟
نه. من این را نگفتم. عرض من این است که باید مربی داخلی هم به اندازه مربی خارجی حمایت بشود. این طوری حتما موفق تر می شویم. امسال چندین مربی جوان داریم. همه جنگنده و فوتبالی و کاربلد هستند. از همین اصفهان خودمان بگیر تا شیراز و شمال . مربی با دست خالی و بدون بازیکن های چندصد میلیاردی دارد شاهکار می کند. نفس همه تیم های بزرگ را گرفته است. مازیار زارع را ببینید، پیروز قربانی را ببینید و کسان دیگری که الان حضور ذهن ندارم . قربانی تیمش می بازد در نشست خبری می گوید باخت تیم تقصیر من است.
این اوج ادب فوتبالی و فهم مربی گری یک سرمربی است. محرم نویدکیا در سپاهان و قاسم حدادی فر در ذوب آهن . این ها دارایی آینده فوتبالی ما هستند ولی آخرش این را هم بگویم آن عزم نیست. حیف که ما ایرانی ها موی بور و چشم آبی برای مان چیز دیگری است.
حرف اصفهان را زدید و مربی های جوان را. مثل محرم نویدکیا و قاسم حدادی فر.
محرم که مطمئنم تیمش را ترمیم می کند و بعد از قهرمانی نیم فصل با چند بازی سخت مواجه است ولی می تواند تیمش را اصلاح کند و به روزهای اوج برگردد.
آقای حدادی؟
قاسم حدادی را آوردند که مهره او را بسوزانند. تیم را با هیچی به گردنش انداختند. تیمی که نه بازیکن دارد ، نه پول دارد، نه حمایت می شود. تیم و باشگاه با دست خالی وارد جنگ میلیاردرها شده است. همان بحث فقیر و غنی که قبل تر گفتم. این ها فوتبال را زشت کرده و از زیبایی انداخته است. تیم ها و آدم ها را پولکی کرده و از وظیفه خودشان دور کرده است. نه اینکه پول بد باشد. همانطور که گفتم پول همه جای دنیا عامل ساخت و ساز و تولید زیرساخت است و در ایران عامل تخریب و رانت . فوتبالی که تماشاگر ندارد. دلسوز ندارد . خواهان خاصی هم ندارد. کسی از تماشای آن لذت نمی برد .
از بحث فوتبال اصفهان خارج نشویم. شما اصلا درباره مدیران غیرفوتبالی حرف نزدید. همین اصفهان خودمان و همین دو تیم سپاهان و ذوب آهن.
حرف زدن ندارد. همه می دانند. همین ذوب آهم را ببینید. همه دنیا در باشگاه ها از فوتبال پول در می آورند خرج تیم های پایه و رشته های دیگر می کنند اینجا ما همه را تعطیل کردیم که فوتبال را بداریم و نتیجه هم این شده که تیم در آستانه افتادن است. چرا؟ هیچ ربطی به بازیکن و مربی ندارد. همان مدیران غیرفوتبالی. مدیر غیر فوتبالی شاید غیرفوتبال را بلد باشد ولی فوتبال را بلد نیست. این دردی است که فعلا همه تیم ها به آن دچار هستند ولی بعضی تیم ها بیشتر.
حرف آخر.
با این روال دیگر فوتبالی برای مان باقی نمی ماند. برای یک آدم غیرفوتبالی هم دیدن بازی ها لیگ ایران خسته کننده و کسالت بار است چه برسد یک آدم فوتبالی. تماشاگر هم که نداریم. فوتبال بدون تماشاگر مثل این است که دو تیم بازی کنند و دروازه نداشته باشند. توپ را کجا بزنند؟











دیدگاهتان را بنویسید