تردید نکنید که سریال «بهار شیراز» در نگاه اول، یادآور دوران طلایی برنامهسازی شبکه دو سیما در دورانی است که برنامههای کودک و نوجوان با محوریت چهرههای محبوب مانند عمو پورنگ و مجید قناد، همواره مورد استقبال مخاطبان قرار میگرفت.
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر پایگاه خبری سپاهان خبر با این حال، در بررسی دقیقتر، ساختار و رویکرد سریال مذکور، از ظرافت و پیچیدگی لازم برای مخاطب بزرگسال تهی به نظر میرسد.
در برخی از سکانسها، شاهد رویکردی کودکانه در پرداختن به مسائل و موقعیتها هستیم. به عنوان مثال، صحنهای که فردی در حال افتتاح یک کسبوکار است و جمعی با اصرار و به صورت همصدا از او میخواهند که کلنگ را نزند، یادآور برنامههای نمایشی کودکانه است و درکی از سلیقه و سطح توقع مخاطب بزرگسال را نشان نمیدهد. این نوع شوخیها و پرداختها، به جای ایجاد خنده، ممکن است موجب سردرگمی و حتی دلزدگی مخاطب شود.

مقایسه با سریال «نون خ» میتواند در این زمینه مفید باشد. در آن مجموعه، برخورد با مسائل و موقعیتهای کمدی، با ظرافت و هوشمندی بیشتری صورت میگرفت و پرداخت کودکانه به آنها، به گونهای نبود که مخاطب بزرگسال را آزرده خاطر سازد. در مقابل، در «بهار شیراز»، این نوع رویکردها به شدت کودکانه و سطحی به نظر میرسد.
یکی دیگر از نقاط ضعف قابل توجه، عدم رعایت نظم و ترتیب در پخش سریال است. با وجود نامگذاری آن به «بهار شیراز» و آغاز داستان در فصل بهار، پخش آن در فصل زمستان، سؤالات متعددی را در ذهن مخاطب ایجاد میکند. این تناقض، نشاندهنده عدم برنامهریزی دقیق و توجه به جزئیات در تولید سریال است.
در برخی از سکانسها، تلاش فیلمساز برای ایجاد موقعیتهای خندهدار، به شکلهای اغراقآمیزی نمود پیدا میکند. به عنوان مثال، صحنهای که شخصیت اصلی در حین رانندگی دچار زمین خوردن و پیچخوردن پا میشود، بیشتر شبیه به یک موقعیت تصنعی و غیرواقعی است تا یک اتفاق طبیعی و قابل باور.
اجرای ماهرانه از چهرههای شناختهشده در شبکههای اجتماعی
در میان نقاط ضعف متعدد، میتوان به صحنهای اشاره کرد که شخصیت اصلی به تقلید صدا میپردازد. با وجود اینکه تقلیدهای او از چهرههای شناختهشده در شبکههای اجتماعی، تکراری و کلیشهای به نظر میرسد، اما اجرای ماهرانه او، میتواند به عنوان یک نقطه قوت در نظر گرفته شود. با این حال، سؤال اینجاست که آیا این تقلید صدا، صرفاً برای ایجاد یک لحظه خنده در نظر گرفته شده است یا قرار است در قسمتهای بعدی، به آن پرداخته شود و نقش مهمتری در پیشبرد داستان ایفا کند؟
تأثیر منفی بازیگران تازهکار بر کیفیت بازیگری در سریال
سریال «بهار شیراز» از بازیگران شناختهشدهای بهره نمیبرد و بازیگران تازهکاری که در آن حضور دارند، فاقد تجربه و مهارت کافی برای ایفای نقشهای پیچیده و چندلایه هستند. این موضوع، به ویژه در کنار ضعف فیلمنامه، بر کیفیت بازیگری در سریال تأثیر منفی گذاشته است.
استفاده از هوش مصنوعی در ساخت تیتراژ سریال
استفاده از هوش مصنوعی در ساخت تیتراژ سریال، به یک رویکرد رایج و کلیشهای در تولیدات رسانهای تبدیل شده است. در «بهار شیراز» نیز، از این تکنیک برای ایجاد تصاویر انیمیشنی از چهرهها استفاده شده است. این رویکرد، با وجود نوظهور بودن، میتواند برای مخاطبان آشنا با این تکنولوژی، خستهکننده و تکراری به نظر برسد.
طراحی لوگوی سریال، فاقد خلاقیت و زیبایی بصری است
طراحی لوگوی سریال نیز، فاقد خلاقیت و زیبایی بصری است. تنها نکته قابل توجه، استفاده از نماد شیراز در قسمت حرف “ه” است که به دلیل فرم کلی لوگو، تأثیر چندانی ندارد.
ارتباط با فرهنگ و هویت شیراز
یکی از مهمترین وظایف یک سریال منطقهای، پرداختن به فرهنگ، رسوم و هویت آن منطقه است. با این حال، «بهار شیراز» در این زمینه، عملکرد ضعیفی داشته است. داستان سریال، قابلیت انتقال به هر منطقهای را دارد و هیچ ارتباط ذاتی با شهر شیراز ندارد. به عبارت دیگر، میتوان داستان را در هر شهر دیگری به اجرا درآورد، بدون اینکه تغییری در ماهیت آن ایجاد شود. این موضوع، نشاندهنده عدم توجه فیلمساز به اهمیت ارتباط داستان با منطقه جغرافیایی مورد نظر است.
حتی استفاده از لهجه شیرازی نیز، به شکلی اغراقآمیز و غیرطبیعی در سریال به کار رفته است. بازیگران، به جای انتقال طبیعی لهجه، سعی در تقلید و شمردهشمردن کلمات دارند که این امر، موجب دلزدگی مخاطب میشود.
در مجموع، سریال «بهار شیراز» با وجود تلاش برای آشنایی مخاطب با فرهنگ و رسوم شیراز، در دستیابی به این هدف، ناکام مانده است. سریال مذکور، فاقد یک داستان جذاب و فیلمنامه قوی است و به جای ارائه تصویری واقعی و هنرمندانه از شیراز، تصویری سطحی و مصنوعی را به مخاطب ارائه میدهد.











دیدگاهتان را بنویسید