درد مزمن شده ای به نام تورم و گرانی که تا مغز استخوان اقتصاد کشور پیش رفته و به سختی می توان علاجی برای این بدخیمی پیدا کرد. گفتاردرمانی هم خیلی وقت است که دیگر جواب نمی دهد و تاب آوری خانواده ها نیز به حداقل رسیده است. شاید به قول رحیم زارع سخنگوی کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی، اصلا دستانی عامدانه می خواهند با کِش دار کردن افزایش قیمت ها، دامنه نارضایتی های اقتصادی را به نارضایتی های سیاسی گره بزنند و مابقی ماجراها رخ دهد. با او دراین باره به گفتگو نشستیم که درادامه می خوانید:
بی ثباتی قیمت ها تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
این وضعیت غیرقابل پیش بینی است، یک قسمتش به شرایط منطقه ای و جهانی و ملی و تحریم هایی که هست بستگی دارد و یک قسمتش هم به داخل مربوط است، بخش داخلیش نیاز به نظارت دارد. ببیند وقتی آزاد سازی نرخ ارز وجود دارد دیگر نباید این محاسبات، مبنای نرخ ارز شود. در این میان چند عامل مهم هست، یکی بحث تروریسم که اطرافمان است، دومی نوسان نرخ ارز و تقاضای بی ثبات مصرف کننده که از احتمالاتی که مردم برای آینده می دهند افزایش قیمت ها را رقم می زند و دیگری هم وجود بی ثباتی اقتصادی درداخل کشور است که به نظر من نسبت به این قسمتش باید نظارت بیشتری انجام شود. الان نباید ارزی که برای کالای اساسی آزاد کردیم هر لحظه افزایش قیمت داشته باشد. باید یک افزایش قیمت بسیار کُند داشته باشیم که اصلا مردم احساس نکنند ولی الان هرروز مردم دارند این افزایش قیمت را احساس می کنند. به نظرم این بی نظمی قیمت ها به دلیل نبود نظارت قوی است وگرنه با وجود شدت نظارت و برخورد با گران فروشی و دخالت در قیمت ها، کسی جرات نمی کند نرخ یک کالا را دستکاری کند.
با این حساب افق بهتری را نمی توان متصور شد؟
عرض کردم، اگر بازرسی و نظارت های قوی اعمال شود حتما حرکت کاهشی قیمت ها و یا حداقل تثبیت قیمت ها را خواهیم داشت.
این صحبت شعاری به نظر می رسد چون گرانی و تورم درکشورمان، عوامل بزرگ تر و ریشه های قطورتری دارد، درست است؟
البته تبدیل کردن شعار به عمل کار چندان سختی نیست. به هرحال علت های دیگری هم هست که مهمترین آن وجود دلال هاست، باید دست صرافی و دلال ها را از منابع مملکت قطع کنیم. به عبارتی عقلانیت سیاسی و انضباط اقتصادی نداریم. تاوقتی تولیدمان کمتر از تقاضا باشد وضعیت همین است، تا وقتی تصمیم گیرنده نهایی قیمت ها سیاستمداران هستند نه اقتصاددان ها، نمیتوان از ثبات قیمت ها حرف زد و اوضاع تورم همین است که می بینیم.
آیا می توان گفت این دلایل با کودتای اقتصادی مرتبط است؟
بله، صددرصد ربط دارد. اصلا یک قسمتی از نوسانات قیمت ها مربوط به کودتای اقتصادی است که علیه ایران به راه افتاده است و یک قسمتش مربوط به دلایل داخلی است. به نظرم یک دستانی عامدانه می خواهند با کِش دار کردن افزایش قیمت ها، دامنه نارضایتی های اقتصادی را به نارضایتی های سیاسی گره بزنند تا به اهداف پلیدشان برسند لذا ما باید علت داخلیش را درست کنیم که آن هم انشالا درست می شود.
کودتای اقتصادی ایران از چه زمانی و چگونه شکل گرفت؟
این کودتا از سال ۹۱ که تحریم ها عملی شد شکل گرفت. ما باید پیش بینی می کردیم که خب نکردیم. اگر صادر کننده ما خیالش راحت بود که ارز با قیمت واقعی به سمت تولید می رود این کودتا امروز به اینجا نمی رسید. ارز چند نرخی فساد و رانت می آورد.
با این اوصاف آیا می توان آینده ای را برای قیمت ها در ۱۴۰۵ ترسیم کرد، پیش بینی شما چیست؟
برای ۱۴۰۵پیش بینی های خوبی شده، انشالا دربخش معیشت و تولید و بحث هایی که مربوط به حوزه معاش و اشتغال است اخبار خوبی خواهیم داشت البته اگر دوباره ارز چند نرخی به بازار نیاید و همه نروند به نفع صرافی ها و تراستی ها و به نفع کسانی که الان دارند درنقل و انتقال پول حالش را می برند حرف بزنند و حرکتی بزنند. حقیقتا اگر اختیارات دراین بخش دست من بود می گفتم که فقط ۲ درصد زیرنرخ واقعی بازار بیاید و یک جدول برای تعدیل درآمد ها و افزایش درآمد می دادم، در مجموع اگر من به جای رئیسجمهور بودم یک رفراندوم برای یارانهها میگذاشتم تا نظر مردم را برای ارز، کالای اساسی، خرید گندم، قیمت آرد و نان بدانم. ولی خب ما هیچ کاره ایم.











دیدگاهتان را بنویسید