آن روزها که زنده رود همیشه پر خروش بود، پل چوبی یکی از پاتوق های همیشگی جوانان شهر بود. کافه هایی که در شاهنشین هایش برپا شده بود چشم انداز بی نظیری به رودخانه داشت. رودخانه که خشکید پل چوبی هم مانند سایر پل ها، نه راهی برای اتصال ساحل دو سوی رودخانه که تبدیل به یک اثر تاریخی با هویتی مخدوش شد. اما هنوز این چالش برای هر اصفهانی باقی مانده که بالاخره اسم این پل چوبی است یا جویی؟ برای پاسخ به این پرسش باید به حدود ۳۵۰ سال پیش یعنی به دوره سلطنت شاه عباس دوم برگردیم. زمانی که تصمیم گیری برای ساخت یک شهرک سلطنتی یا دولتخانه جدید در ساحل زنده رود گرفته شد. برای این کار زرتشتیان ساکن ساحل جنوبی زنده رود در ناحیه پارک آیینه خانه را به جنوب جلفا منتقل کردند و در دو سوی رودخانه باغ ها و کاخ ها و عمارت های فراوانی ساخته شد که بعداً به مجموعه سعادت آباد مشهور شد. ماده تاریخ ساخت این شهرک در شعر زیر ثبت شده:
سعادت چون شد از تکرار کامل ازو سال تمامی گشت حاصل(۱۰۷۰ق)
پل خواجو در جای پل قدیمی حسن آباد بنا شد و هم بعنوان پل و هم بعنوان یک سد عمل می کرد که با بستن دریچه هایش دریاچه زیبایی در جلوی کاخ های سعادت آباد تشکیل می شد. اما چون پل خواجو یک پل عمومی بود، برای اتصال کاخ ها و باغ های دو سوی رودخانه به یکدیگر یک پل سلطنتی نیاز بود. این شد که پل چوبی ساخته شد. از همان ابتدا این پل از چوب بنا شد. ژان شاردن سفرنامه نویس عصر شاه سلیمان صفوی نوشته:«قصری که شاه در این محله بنا نهاده به راستی بدیع و شگفتانگیز میباشد … نهری از میان باغش جاری است.
سمت مردانه در یک سمت و بخش زنانه در قسمت دیگر نهر است، و این دو قسمت به وسیله یک پل چوبی به هم متصل است». انگلبرت کمپفر هم که تقریباً همزمان با شاردن، همراه با سفیران آلمان به ایران سفر کرده این پل را به صورت چوبی مشاهده کرده است:«بدین وسیله یک منطقه کوچک سبز و خرم که روبه روی شهر است توسط آب احاطه گردیده به طوریکه فقط از روی یک پل چوبی قشنگ و با استفاده از قایقی که انرا با هنرمندی بسیار ساخته اند می توان بدانجا گام نهاد». این پل با بدنه ای از چوب بر پایه های سنگی در آب استوار بوده است. این وضعیت تا دوره شاه سلطان حسین هم به همین صورت بوده است. زیرا که میرزا محسن تاثیر تبریزی در دوره آخرین شاه صفوی در منظومه شعری که برای سعادت آباد سروده، این پل را به صورت چوبی توصیف کرده است:
پل چوبیش حیرت داستانست که بر بالای آن نهری روانست
به گیتی نیست آن پل را قرینه که از چوبست و هم طرح سفینه
به دریا گرچه هر کشتی دوانست در اینجا بحر از کشتی روانست
به این سامان بود در دهر کم پل که هم کشتیست هم دریا و هم پل
بر اساس این شعر، وجه تسمیه جویی نیز مشخص می شود. میرزا محسن تاثیر سروده که بر بالای پل چوبی نهری روان بوده که احتمالاً از مادی شایج آبگیری می کرده است. مادی شایج به همراه مادی نایج، جوب سیاه و جوب سفید از نهرهای ساحل جنوبی زنده رود بوده اند که اکنون همگی از بین رفته اند. تنها پیکره بی آب مادی شایج در کوچه پس کوچه های جلفا و سیچان به چشم می خورد. اینطور به نظر می رسد که رشته ای از مادی شایج از روی پل چوبی به ساحل شمالی مجموعه سعادت آباد جاری می شده . از آنجایی که در ساحل شمالی مادی های متعددی نظیر نیاصرم و فرشادی و فدن وجود داشته و به خصوص مادی نیاصرم از وسط باغ های سلطنتی این بخش عبور می کرده و آنرا آبیاری می نموده، بنابراین این جوی که از روی پل چوبی عبور می کرده صرفاً جنبه تزئینی داشته است.
در نقاشی های پل چوبی که از انتهای دوره شاه سلطان حسین باقی مانده، این پل تقریباً به شکل امروزی خودش دیده می شود. احتمالاً در این دوران کم کم بخش آجری به بخش چوبی غلبه کرده بوده اما نام این پل همچنان تا بعد از حمله افغان ها و در دوره سلطنت کوتاه مدت شاه طهماسب دوم به نام پل چوبی معروف بوده است. نمایندگان کمپانی هندِ شرقی هلند وقتی به دیدار شاه طهماسب ثانی در باغ سعادت آباد رفته بودند در اسناد خود نوشته اند:«شاه(طهماسب ثانی) سرگرم تعمیر کلیه ساختمان های اصفهان است. به ویژه وقت خود را صرف باغ سعادت آباد می کند که خیلی از آن لذت می برد و این باغ سخت زیبا شده است… هلندیان و انگلیسیان این فرصت را عرصه رقابت معمولی خودشان ساختند. هلندیان چادر خود را نزدیک یک پل چوبی و بازرگانان ارمنی برپا داشتند».
بعد از عصر صفوی و احتمالاً در دوره قاجار، پل به طور کامل به صورت آجری درآمده است اما نام پل چوبی همچنان برای آن به کار می رفته است. بنابراین نام چوبی و جویی هر دو برای نامیدن این پل درست است هرچند نام پل چوبی به دلیل قدمت آن شاید دقیق تر باشد.







دیدگاهتان را بنویسید