آیا جامعه ایرانی در حال فروپاشی پیوندهای عمیق است؟ دکتر عالیه شکربیگی مهمترین تحلیلهای خود درباره آنفالو کردنهای پرتکرار و جابهجایی مرجعیت را در این گزارش افشا میکند. به گزارش سرویس سلامت پایگاه خبری سپاهان خبر رفتار جمعی آنفالو کردن چهرههایی چون هادی چوپان و گلشیفته فراهانی از منظر جامعهشناختی چه معنایی دارد آیا این فقط یک اعتراض ساده است؟
زنگ خطر در شبکههای اجتماعی پایان مرجعیت قدیمی
دکتر عالیه شکربیگی عضو انجمن جامعهشناسی ایران پاسخ میدهد این اقدام صرفاً یک اعتراض سطحی نیست این یک سیگنال جدی درباره وضعیت پیوندهای اجتماعی در ایران است و میتواند نشانهای از قطبی شدن فضا و کاهش تحمل دیدگاههای دیگر باشد این رفتارها نشان میدهد که مرجعیت پیشین سلبریتیها در حال بازتعریف شدن است.
ریشههای نظری بحران از قومیت تا اقتصاد
ساختار پیوندهای اجتماعی ایران امروز تحت تأثیر چه فشارهای ساختاری قرار گرفته است. پیوندهای اجتماعی تحت تأثیر اعتراضات شکافهای قومی و مذهبی و مهمتر از همه بحرانهای اقتصادی قرار دارند این وضعیت ترکیبی از ضعف ساختاری و مقاومت اجتماعی است که از منظر نظریه پیکربندی اجتماعی الیاس قابل تحلیل است.
آیا نابرابریهای اقتصادی و قومی میتواند انسجام اجتماعی را نابود کند
انسجام اجتماعی مستقیماً با نابرابریها گره خورده است نابرابری ادراکشده میان گروههای قومی در مناطقی مانند کردستان و سیستان و بلوچستان پیوندها را تضعیف میکند اگرچه تنوع قومی میتواند در نظریه دورکیم موجب انسجام شود اما نابرابریهای ساختاری مانع این گذار شده و نتیجه آن کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش فردگرایی مانند مهاجرت است.
وقایع اخیر و نوع آسیبی که بر ساختار روابط اجتماعی وارد کردهاند
وقایع سالهای گذشته نوعی ترومای جمعی ایجاد کرده که موجب تخریب اعتماد عمومی و شکنندگی روابط بینفردی شده است در این شرایط قطبی سازی عمیق میشود و تلاش برای ایجاد انسجام از طریق ایدئولوژی صرفاً بهعنوان ابزار کنترل تلقی شده و پیوندهای حقیقی را ضعیفتر میسازد.
جابهجایی مرجعیت از روحانیون و اساتید به سمت سلبریتیها
اعتماد اجتماعی در حال دگردیسی است مرجعیت به سمت سلبریتیها بلاگرها ورزشکاران و هنرمندان متمایل شده است این گارد گرفتن گروهها نسبت به یکدیگر نتیجه کاهش سرمایه اجتماعی و اوجگیری قطبی سازی است که نشان از گسستگی واقعی دارد .
واژه زدنها و برچسبزنی چه تأثیری بر گفتوگوی ملی گذاشته است
این خشونت کلامی نشان میدهد که مردم ایران هنوز با یکدیگر گفتوگو ندارند در حالی که در وضعیت منازعه هستند این سلب حق آزادی بیان از دیگری جامعه را از نوآوری فرهنگی محروم کرده و نماد آشکاری از بحران پیوند اجتماعی است.
ترمیم وضعیت فعلی و بازسازی پیوندهای اجتماعی
جامعه در وضعیت سوگواری و تروما قرار دارد و تنها راه مصالحه اساسی است این یک فرآیند زمانبر است که بدون شکلگیری گفتوگوی ساختاریافته و پذیرش تنوع روایتها میسر نخواهد شد بازسازی اعتماد وابسته به ایجاد فضاهای پایدار برای شنیدن یکدیگر است.










دیدگاهتان را بنویسید