دیدار عراقچی و ویتکاف در عمان؛ آزمونی سرنوشتساز برای دیپلماسی خاورمیانه در سایه فشار اسرائیل و بحران هستهای است.
به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری سپاهان خبر مذاکرات تازه میان ایران و آمریکا در مسقط، پایتخت عمان، را بسیاری از تحلیلگران «آخرین شانس دیپلماسی برای جلوگیری از درگیری نظامی تهران و واشنگتن» توصیف میکنند. این گفتوگوها که به ابتکار ایران و با میانجیگری ترکیه، قطر و عمان شکل گرفت، تلاش دارد بحرانی را مهار کند که ریشه آن در بیاعتمادی عمیق سیاسی، فشار اسرائیل و ناتوانی واشنگتن در پرداخت هزینه واقعی توافق قرار دارد.
بر اساس گزارش اندیشکده کوئینسی، دیدار میان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، و استیو ویتکاف، نماینده دونالد ترامپ، فصل جدیدی از مناسبات پرتنش تهران و واشنگتن را میگشاید. به گفته تحلیلگر ارشد خاورمیانه، الدار مامدوف، هدف این نشست، پیشگیری از لغزش دو کشور به سمت درگیری مستقیم است؛ بحرانی که در صورت شعلهور شدن، میتواند مسیر انرژی، امنیت و دیپلماسی منطقه را متحول کند.
عمان، صحنه دیپلماسی در دل بحران؛ فشار منطقه و نقش اسرائیل
پیشبینی میشد گفتوگوها در استانبول برگزار شود اما ایران با اصرار بر تغییر چارچوب، نشست را به گفتوگویی دوجانبه در عمان محدود کرد تا بتواند از موضع مقاومت و بدون مداخله دیگران وارد مذاکره شود. حضور کشورهای عربی مانند ترکیه، عربستان و قطر در روند میانجیگری، از نگرانی عمیق آنها نسبت به احتمال جنگی فراگیر حکایت دارد.
ایران با استفاده از این نگرانی توانسته موقتاً مسیر گفتوگو را باز نگه دارد، اما همانطور که کارشناسان هشدار میدهند، این اهرم تأثیر محدودی دارد؛ زیرا هیچیک از طرفین هنوز آماده پرداخت بهای سیاسی و اقتصادی توافق نیستند.
در این شرایط، دونالد ترامپ میان دو تصویر متضاد از خود گرفتار شده است: از یک سو، تمایل به نمایش قدرت نظامی برای حفظ وجهه انتخاباتی و از سوی دیگر، ترس از ورود به جنگی بلندمدت و پرهزینه که اعتبار دولتش را نابود کند. در سوی مقابل، تهران با اصرار بر «گفتوگو از موضع مقاومت» و نه تسلیم، تلاش دارد ابتکار عمل سیاسی را در دست بگیرد.
دیپلماسی در سایه بیاعتمادی؛ چالش هستهای یا رقابت ژئوپلیتیکی؟
بهرغم تهدیدهای آمریکا، مقامهای ایرانی همچنان بر راهحل دیپلماتیک تأکید دارند. تهران تصریح کرده که به دنبال سلاح هستهای نیست و هدف، حفظ حق غنیسازی در چارچوب صلحآمیز است. اما در واشنگتن، این بحث از سطح «عدم تسلیحاتیسازی» فراتر رفته و به موضوع «عدم غنیسازی» تبدیل شده است؛ تغییری که برای ایران قابلقبول نیست مگر در ازای لغو واقعی تحریمها.
کارشناسان معتقدند که مسئله اصلی، فنی نیست بلکه سیاسی است. اگر هدف آمریکا جلوگیری از ساخت سلاح اتمی باشد، این هدف سالهاست محقق شده است. اما فشار اسرائیل و جریانهای تندرو در واشنگتن، پرونده ایران را عمدتاً به ابزاری برای مهار منطقهای و تضعیف توان دفاعی تهران بدل کرده است.
از نگاه تلآویو، توان موشکی ایران، نه تهدیدی صرف، بلکه سد راه استراتژی «تغییر رفتار منطقهای» به شمار میرود. همین مسئله سبب شده برنامه موشکی در کنار پرونده هستهای به نقطه اصلی اختلاف تبدیل شود. با این حال، تهران گفتوگو را رد نکرده و تأکید دارد که مذاکره الزاماً به معنای امتیازدهی نیست بلکه میتواند بستری برای انتقال مستقیم مواضع راهبردی باشد.
در چشمانداز نهایی، نتیجه مذاکرات مسقط نه تنها برای تهران و واشنگتن بلکه برای کل خاورمیانه تعیینکننده است. همانگونه که بازیگران منطقهای مانند عمان، قطر، ترکیه و عربستان تأکید میکنند، «تنها دیپلماسی واقعی» میتواند مانع از شعلهور شدن بحرانی شود که پیامد آن، فروپاشی امنیت انرژی، بیثباتی سیاسی و گسترش تنشهای فراملی خواهد بود.











دیدگاهتان را بنویسید